خرید بک لینک
گفتم به دیده: امشب اگر یار بگذردراهش به گریه سد کن و، مگذار بگذردگفتا چه جای گریه؟ که او همچو ماه نورخسار خود نکرده پدیدار، بگذردبگذشت از کنار من آنسان که بوی گلدامنکشان ز ساحت گلزار بگذرددر باغ گل نمینهد از خویش جای پااز بس که چون نسیم، سبکبار بگذردگفتم: دمیده پیش تو، خورشید را ببخشگفتا: مگر خدا ز خطاکار بگذرد!غافل ز دوست یک مژه بر هم زدن مباشآیینهشو که فرصت دیدار بگذرددردا که بیفروغ دلآرای

برچسب: فرصت,دیدار, نویسنده: فاطمه قربانی تاريخ: دوشنبه 27 شهريور 1396 ساعت: 13:24

مروری تازه کن بال و پرت را
دوبیتی در دوبیتی دفترت را
گریبان چاک کن بگذار باران
بخواند زخمهای پیکرت را

#سیدحبیب_نظاری

برچسب: دوبیتی,دوبیتی,دفترت, نویسنده: فاطمه قربانی تاريخ: دوشنبه 27 شهريور 1396 ساعت: 13:24

امشب از آسمان چشمانتدستهدسته ستاره میچینمدر غزلگریۀ زلالت آهسرخی چارپاره میبینمزخمهای دل غریبت رامرهم و التیام آوردمباز از محضر رسولاللهبه حضورت سلام آوردمدر شب تار تیرهفهمیهاروشنی را دوباره آوردیآسمان را کسی نمیفهمیدتا که با خود ستاره آوردیساحت مستجاب سجّاده!بندگی را تو یادمان دادیدل ما شد اسیر چشمانتدلمان را به آسمان دادیآیه آیه پیام عاشورادر احادیث روشنت گل کردامتداد قیام عاشورادر تب ا

برچسب: محرّم, نویسنده: فاطمه قربانی تاريخ: دوشنبه 27 شهريور 1396 ساعت: 13:24

امام باقر (علیهالسلام)

فِی کُلِّ قَضاءِ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ خَیْرٌ لِلْمُؤمِنِ
در هر قضای الهی برای مؤمن خیری نهفته است.
تحف العقول، ص۳۰۲

بیهوده مکن شکایت از کار جهان
اسرار نمیشوند همواره عیان
فرمود امام باقر، آن بحر علوم:
در هر چه قضای اوست، خیریست نهان

#حسین_شنوائی

برچسب: قضای, نویسنده: فاطمه قربانی تاريخ: دوشنبه 27 شهريور 1396 ساعت: 13:24

گهی از دل، گهی از دیده، گاه از جان تو را جویم
نمیدانم تو را ای یار هر جایی، کجا جویم؟...

ندارم همچنان یک جا قرار از بیقراریها
اگر چه در حقیقت حاضری، هر جا تو را جویم

اگر چه از رگ گردن تویی نزدیکتر با من
تو را هر لحظه از جایی منِ سر در هوا جویم

ز محراب اجابت میشود مقبول طاعتها
نجویم گر تو را ای قبلۀ عالم که را جویم؟

شفا چون آیۀ رحمت شود از آسمان نازل
منِ مجنون علاج خویش از دارالشّفا جویم...

#صائب_تبریزی
#کلیات_صائب_تبریزی

برچسب: جویم, نویسنده: فاطمه قربانی تاريخ: دوشنبه 27 شهريور 1396 ساعت: 13:24

پرتوی از مهر رویت در جهان انداختی
آتشی در خرمن شوریدگان انداختی...

در دلم جا کردی و کردی مرا از من تهی
تا مرا از هستی خود در گمان انداختی

شعلۀ حسن تو دوش افروخت دلها را چون شمع
این چه آتش بود کِامشب در جهان انداختی...

دیده از خواب عدم نگشوده، گردیدند مست
چون ندای «کُن» به گوش انس و جان انداختی

سوی «أو أدنی» روان گشتند مشتاقان وصل
تا خطاب «إرجعی» در ملک جان انداختی...

#فیض_کاشانی
#سیری_در_قلمرو_شعر_توحیدی

برچسب: مشتاقان, نویسنده: فاطمه قربانی تاريخ: دوشنبه 27 شهريور 1396 ساعت: 13:24

شب گذشت از نیمه اما با تو صحبت میکنمتا که بگزارم نماز عشق، نیت میکنمای ولایت شرط توحید تمام عاشقان!با تولای تو، من تجدید بیعت میکنمدر حریم حضرت خورشید، جای ذره نیستاز حضور خود در این درگاه حیرت میکنمتا نگاهم میکنند آیینهها از هر طرفشرم از آیینۀ قرآن و عترت میکنممن که سنگینبارم از بسیاری جرم و گناه،خواهش بال کبوتر با چه جرأت میکنم؟نعمت قرب جوارت را به من بخشیدهانددر بهشت آرزو کفران نعمت

برچسب: کریمان,کارها,دشوار,نیست, نویسنده: فاطمه قربانی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 13:33

هر چند نفس نمانده تا برگردیم
با این دل منتظر، کجا برگردیم؟
با ندبۀ ما نیامدی، حرفی نیست
یک جمعه تو گریه کن که ما برگردیم

#اسماعیل_محمدپور

برچسب: جمعه, نویسنده: فاطمه قربانی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 13:33

و جنس درد تو از جنس روضهٔ حسن استغریب خانهٔ خود! غربت تو در وطن استچگونه و به چه قیدی؟ چه نام باید داد؟به ام فضل و به جعده اگر رباب زن استزبان به شکوه گشودهست زهر و میداندکه این دو روح و دو تن نیست، بلکه یک بدن است...اگر چه با حسن افتاده روی درد دلتولی حسین هم این بین با تو همسخن استگریز روضه اگر ناگزیر از غم اوستحدیث اشک و غم دیدهٔ اباالحسن استشدند بر تن تو سایهبان کبوترها؟هنوز روی زمین، آفت

برچسب: غریب, نویسنده: فاطمه قربانی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 13:33

صفحه بندی